تبليغاتX
نسیم سبز

                                    

قبله ای دارم مسلمانان
که بی تابم به آنهنگام
که رویم را به سویش می کنم شباهنگام٬‌
در قنوتم جز به ذکرش من نگویم
باز این چه حال است، بی اثر گشته تمامی یاد و اذکار؟
آری آگاهم،
در تمام خلوت قلبم جز او راهی ندارد لیک
درهای وجودم را کرده ام ویران.

فسوسی زیر لب گویم
دعایی زیر لب خوانم
مکن بر من نگاه ای ایزد یکتا
که بی تابم ولی آشفته و تاریک سیما
بی جوابم می گذاری ای شُکوه عالم بالا؟
می دانم سیه روزم، سیه چهره ،ندارم آبرویی لیک
بغض هایم را کجا گردانم آزاد؟

بیا جانان که دیگر قلب بی روحم
ندارد جز تو درمان٬‌
بیا شاید که این بار بال های خسته ام
راهی گشایند سوی آن افلاک.
بیا ای راهبر، راهی نشانم ده
تا چگونه شکر ایزد را گذارم
ای تمامی نعمتِ الله

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 12:25  توسط سید مصطفی سید رضازاده  |