
موسیقی مضحک تمام می شود.
گویندۀ رادیو: البته خدا رو شکر که آقای حجازی از خیر مسافر کشی گذشتند وگر نه فکر کنید که آقای ناصر حجازی با تاکسی از منزل خارج شوند و از آن سو آقای امیر قلعه نویی دربست می گیرند. چه می گذرد درون ماشین بین این دو مرد!
(و صدای قاه قاه گوینده)
و دوباره موسیقی مضحک شروع می شود.
نگاه من از روی دستگاه پخش، کات می شود به بیرون تاکسی که درون آن نشسته ام و به خورشید که اکنون چند پرده از ابرهای سیاه زمستانی صورتش را پوشانده اند. با خود می گویم" به راستی غریبی و همین است سزای ما!"
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 12:40 توسط سید مصطفی سید رضازاده
|



