تبليغاتX
نسیم سبز

به نام او که توان لغزیدن دستان و جاری شدن کلام بر زبان را به انسان داد٬ و با یاد و نام محبوب دلها و آرام جان ها٬ حجت خدا و خلیفه او بر روی زمین.

بعضی وقت ها به بعضی وبلاگ ها حسرت می خوردم و دلم می خواست که منم به اندازه کافی وقت داشتم تا یه وبلاگ راه بندازم. ولی خوب حسابی سرم شلوغ بود تا امروز که دیگه طاقت نیاوردم و اومدم قاتی وبلاگ نویسا.

۵ تا اسم وبلاگ عوض کردم تا بالاخره یه اسمی که قبلاْ یکی انتخاب نکرده بود پیدا شد٬ و "نسیم سبز" قسمت من شد!

از "سایه نقره ای"٬ و "آسمان نیلی" رسیدم به "نسیم سبز".

نمی دونم تو این دنیای خاکستری٬ رنگ سبز چه حالی داره٬ ولی اول های بهار که می شه و بعد شش ماه دیدن رنگ های نارنجی و خاکستری روشن٬ آدم با دیدن رنگ سبز ناز برگ های کوچولو که تازه جوونه زدن یه حس خوبی بهش دست می ده و نمی خواد به رنگ های دیگه نگاه کنه.

دلش می خواد یه نفس عمیق بکشه و هرچی اکسیژن تازه بهاری هست بفرسته تو ریه هاش و انقدر نفسش رو حبس کنه که تمام وجودش بهاری و سبز بشه البته نه مثل این!

منم امیدوارم نوشته هایی که قرار اینجا بذارم تا شما عزیزا بخونین همیشه سبز و بهاری باشه٬ باید یه نسیم سبز سبز اینجا همیشه در وزیدن باشه تا برگ های خزون زده رو با خودش ببره و فقط طراوت جا بذاره.

خوب واسه روز اولی بد نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 17:8  توسط سید مصطفی سید رضازاده  |